رازمحمد نورزی
 
مینویسم...
شدت يافتن رويارويي آمريكا و افغانستان در سال 89
گروه پژوهش و بررسي هاي خبري - در سال گذشته موضع گيري هاي مقام هاي افغان عليه نيروهاي آمريكايي شدت يافت و حامد كرزاي رييس جمهور اين كشور بارها اين نيروها را به ناكارآمدي، كشتار غيرنظاميان افغاني و غرب را به دورويي با ملت و دولت اين كشور متهم كرد.
مبارزه با كشت و توليد مواد مخدر، استراتژي نيروهاي آمريكايي در خاك افغانستان، جدول زمان بندي خروج نيروهاي ناتو، ميزان تلفات نظامي و غيرنظامي و نيز مذاكره با طالبان از محورهاي عمده سخنان مقامات آمريكايي و افغان در طول يك سال گذشته بود كه واكنش مسوولان افغاني را به همراه داشت.
پايگاه هاي خبري خارجي نظير؛ شبكه اطلاع رساني افغان، صداي افغان(آوا)، نواي افغانستان، پيام آفتاب، سايت خبري وخت، بي بي سي، دويچه وله، رويترز، صداي آمريكا، ريانووستي و همچنين روزنامه هاي وال استريت ژورنال، آسوشيدتدپرس و تايمز از جمله منابع خبري بودند كه به اطلاع رساني در خصوص افغانستان و رويدادهاي آن درسال گذشته پرداختند.

**مواد مخدر
--------------
بنابر آمارهاي منتشر شده از سوي سازمان هاي مبارزه با مواد مخدر در سال گذشته افغانستان با توليد 6900 تن ترياك حدود 93 درصد از كل توليد جهاني را به خود اختصاص دادت. همچنين 52 درصد از درآمد ناخالص اين كشور نيز از طريق فروش مواد مخدر تامين مي شود.
به گزارش شبكه اطلاع رساني افغانستان، توليد مواد مخدر در افغانستان دو و نيم برابر نسبت به سال قبل افزايش يافته است و اين در حالي است كه پس از حمله نظامي به اين كشور، آمريكا مخفيانه اجازه مواد مخدر در افغانستان را صادر مي كند. ميزان كاشت مواد مخدر نسبت به سال 2001 بيش از 400 برابر افزايش يافته است. سخنان مقام هاي افغان در باره نقش آمريكايي ها در توليد مواد مخدر بر ابهام هاي موجود افزوده است.

-محورهاي سخنان حامد كرزاي؛
- مبارزه با مواد مخدر نيازمند تلاش كشورهاي همسايه است.
- هيچ سازمان يا نهادي حق ندارد بدون اجازه و توافق جمهوري اسلامي افغانستان در داخل قلمرو كشور ما دست به عمليات نظامي به منظور تخريب مراكز توليد مواد مخدر بزند.
- حمله آمريكا به كارگاه هاي تهيه مواد مخدر، نقض حاكميت ملي افغانستان است.
- مواد مخدر به تشويق خارجي‌ها در افغانستان كشت و توليد مي‌شود و آنان از اين بابت سالانه 60 تا 100ميليارد دلار درآمد كسب مي‌كنند.
- عمليات خودسرانه نيروهاي آمريكايي در استان ننگرهار، نقض آشكار حاكميت ملي افغانستان است.

-هيلاري كلينتون؛
- دولت افغانستان دولت مواد مخدر است.
- دولت افغانستان در امر مبارزه با مواد مخدر فاسد و ناتوان است.

- باراك اوباما؛
- براي مقابله با فساد در نهادهاي دولتي و نيز مبارزه با مواد مخدر در افغانستان به‌طور جدي اقدام شود.

**استراتژي ناتو در افغانستان
---------------------------------
تغييرات استراتژيكي آمريكا در افغانستان و عمليات نظامي به منظور برقراري امنيت در اين كشور از موضوعات مهم مورد بحث سران آمريكايي و افغان است. به گزارش منابع خبري، ميزان عمليات در شش ماه اول سال گذشته، در اين كشور، 18 برابر نسبت به زمان مشابه در سال قبل افزايش يافت و در نتيجه آن، تعداد زيادي از شورشيان به دام افتادند يا كشته شدند.
بخشي از مهم ترين محورهاي اظهارات تقابلي مقامات آمريكا و افغانستان در طول يك سال گذشته كه درميان محافل مطبوعاتي به جدال هاي لفظي ميان مسوولان دو كشور شهرت يافته ، به شرح ذيل است:
ارائه اين اظهارات از آن جهت مهم است كه نشان دهنده تعارض خواسته هاي ملت و دولت افغانستان با نيروهاي خارجي حاضر در اين كشور است.

- حامد كرزاي؛
-غرب درصدد تضعيف من و افغانستان است.
- خارجي‌ها پس از تامين منافع خود از افغانستان مي‌روند.
- نيروهاي خارجي براي تامين منافع خود به اين كشور آمده اند نه براي تامين منافع افغانستان.
- آمريكا تلاش مي كند افغانستان را تحت تسلط خود درآورد.
- مقام?هاي آمريكايي متمايل به ايجاد پايگاه?هاي نظامي در افغانستان هستند.
- ژنرال مك كريستال بهترين فرمانده در 9 سال عمليات نظامي آمريكا در افغانستان است.
- تعويض مك كريستال به روند صلح و ثبات در افغانستان كمك نخواهد كرد.
- نظاميان آمريكايي در افغانستان بايد حضور و شدت فعاليت هاي نظامي خود را محدود كنند.
- وقت آن رسيده كه از تعداد عمليات نظامي كاسته شود چرا كه افغان ها خواستار اين گونه عمليات ها نيستند.
- نيروهاي ناتو بايد به حملات شبانه خود پايان دهند زيرا، چنين حملاتي موجب عصبانيت مردم افغانستان شده و آنان را به پيوستن به نيروهاي طالبان ترغيب مي كند.
- به نمايندگي از سوي مردم افغانستان از شما مي خواهم كه به كشتار غيرنظاميان پايان دهيد.
- روند صلح هنوز در مراحل اوليه قرار دارد.
- آمريكا در تامين امنيت افغانستان ناتوان است.
- انتقال مؤثر امنيت به افغان ها مسؤليت نيروهاي خارجي را كاهش مي دهد.
- برقراري صلح خواست اصلي مردم افغانستان است.

-هيلاري كلينتون؛
- ناتو در پي نابودي قندهار نيست.
- هدف اصلي حمله به قندهار، كسب موفقيت در برابر نيروهاي طالبان است نه نابودي اين منطقه ناآرام و مهم افغانستان.
- كرزي حامي راهبرد آمريكا است.
- كرزي از استراژي آمريكا، از جمله حملات شبانه به شورشيان، حمايت كامل مي كند.
- بخش كليدي استراتژي ناتو استفاده از عمليات امنيتي و دقيق عليه شورشيان ارشد و شبكه هايشان است. چنين حملاتي تاثير چشمگيري بر رهبري طالبان دارند.
- نيروهاي ناتو، عمليات نظامي را با مشاركت كامل دولت و نيروهاي امنيتي افغانستان انجام مي دهند.
- افزايش نيروهاي امنيتي در افغانستان درپي ‌افزايش امنيت در اين كشور و مبارزه با شورشيان است.
- پيشرفت افغانستان در سايه تلاش ملت و دولت اين كشور دست يافتني است.
- جنگ افغانستان براي امنيت ملي، حياتي است.

-باراك اوباما؛
- تغيير فرماندهي نظامي، استراتژي جنگ افغانستان را تغيير نمي دهد.
- سربازان اضافي به نيروهاي افغانستان در گرفتن امور امنيتي و استقرارشان كمك خواهند كرد.
- افغانستان از دست نرفته ولي براي چند سال عقب رفته است.
- همانطوري كه ما در عراق عمل كرديم، جابجايي ما در افغانستان نيز با مسووليت خواهد بود.
- تعهد ناتو و آمريكا به افغانستان بلند مدت است.

- ديويد پترائوس؛
- طالبان هنوز سرسخت و مطمئن هستند.
- اوضاع امنيتي افغانستان شكننده است.
- درگيري هاي شديد ادامه خواهد داشت و شورشيان به شدت خواهند جنگيد.
- براي پيروزي در افغانستان نيازمند اتحاد هستيم.
- براي پيروزي در افغانستان، نياز است تا دولت اين كشور و ناتو در همكاري نزديك با هم كار كنند.
- ما همه، نظامي و غيرنظامي، افغان و يا خارجي، همه بخش يك تيم با يك ماموريت مشترك هستيم.
- بدون بدست آوردن دل افغان ها، دشوار است در افغانستان به پيروزي دست يافت.
- وحدت عمل فوري ترين نياز براي شكست طالبان است.
- طالبان با اطمينان و سرسخت عليه نيروهاي خارجي در افغانستان مي جنگند.

**جدول زمان بندي خروج نيروهاي ناتو
-------------------------------------------
ديويد پترائوس، فرمانده عمومي نيروهاي ناتو در افغانستان، طرح جدول زمان بندي خروج نيروهاي ناتو از خاك افغانستان را مطرح كرد. براساس اين جدول زمان بندي، تاريخ خروج نيروهاي نظامي تا پايان سال 2014 عنوان شده است و اين نيروها، مسووليت امنيت افغانستان را به طور كامل به دولت اين كشور واگذار خواهند كرد. براساس اين جدول كه با دو رنگ خاكستري و سبز تنظيم شده است ميزان واگذاري اداره كامل امور مناطق مختلف افغانستان به نيروهاي امنيتي اين كشور مشخص شده است. اين در حالي است كه به گفته وزارت دفاع آمريكا اين تاريخ، قطعي و تغييرناپذير نيست. در حال حاضر 100 هزار سرباز آمريكايي در افغانستان در حال انجام ماموريت هستند.

- حامد كرزاي؛
- ما از جامعه جهاني و كشور هاي جهان خواستيم تا بر تعهدات خود در بخش هاي مختلف عمل كنند تا نيرو هاي افغانستان بتوانند تا سال 2014 تمام مسووليت هاي امنيتي و ادراي خود را بدست آورند.

- باراك اوباما؛
- نيروهاي آمريكايي تا رسيدن به پيروزي در افغانستان باقي مي‌مانند.
- در آينده خروج حدود 100 هزار نيروي نظامي از افغانستان آغاز مي شود و در سال
2011 واگذاري امنيت اين كشور به نيروهاي افغان خواهد شد.
- هدف ما آغاز بيرون كشيدن نيروهاي آمريكايي از افغانستان در ماه جولاي 2011 است.
- 2014 سالي است كه ناتو اميدواراست اداره امور امنيتي كاملاً به افغان ها واگذار شود.
- در رابطه با واگذاري مسووليت به نيروهاي افغان، بايد بر آموزش نيروهاي امنيتي افغان تاكيد بيشتري شود.

-هيلاري كلينتون؛
- آمريكا حضوري دائمي در افغانستان نخواهد داشت.
-تاريخ ژوئيه 2011 شروع يك روند جديد است نه پايان حضور ما در افغانستان.

- رابرت گيتس؛
- خروج نظاميان آمريكا از افغانستان در زمان پيش بيني شده يعني تا پايان 2014 قابل اجرا است.
- آمريكا عجله‌اي براي خروج از افغانستان ندارد.
- نيروهاي امنيت ملي افغانستان همچنان نيازمند حمايت بيشتري براي بر عهده گرفتن كامل مسئوليت‌هاي امنيتي از نيروهاي تحت امر سازمان ناتو هستند.
-آموزش نيروهاي امنيتي افغان و تجهيز آنها توسط آمريكا و متحدانش در ناتو فراتر از سال 2014 ادامه خواهد يافت.

**ميزان تلفات نظاميان و غيرنظاميان
-----------------------------------------
براساس آمار منتشر شده از سوي سازمان ملل متحد در سال گذشته 2412 نفر در اثر حملات نيروهاي غربي حاضر در افغانستان، كشته و بيش از سه هزار و 800 نفر نيز مجروح شدند. همچنين براساس بررسي هاي يك گروه نظارت حقوق بشر در افغانستان، سال گذشته، اين كشور شاهد بالاترين سطح تلفات غيرنظاميان از آغاز جنگ عليه طالبان بود. اين نهاد، گروه هاي شورشي را مسوول اين تلفات دانست.
به گزارش اين نهاد در سال گذشته 740 كودك بر اثر خشونت در افغانستان كشته شدند و 30 درصد تلفات غيرنظاميان در سال گذشته كودكان بودند.
همچنين شمار تلفات نظاميان در سال گذشته به 600 تن رسيد. اين در حالي است كه تا پايان سال گذشته بيش از 150 هزار سرباز خارجي در افغانستان مستقر بودند.

- حامدكرزي؛
- بروز تلفات غيرنظاميان در عمليات نيروهاي ناتو، باعث افزايش خشونت در كشورش شده است.
- ناتو تلفات غيرنظاميان افغان در جريان عمليات نظامي را پذيرفت.
- تنها در تنها در ماه ژوئن امسال، 102 سرباز خارجي در افغانستان كشته شدند.

- سازمان ملل متحد؛
- در شش ماه اول سال 2010، بيش از هزار و دويست غيرنظامي كشته و هزار و نهصد و نود و هفت نفر نيز زخمي شدند.
- تلفات غيرنظاميان افغان تا 31 درصد افزايش يافت.
- گروه طالبان و ساير مخالفان مسلح دولت افغانستان، مسئول 76 درصد تلفات هستند.
- نيروهاي افغان و ناتو، مسئول 12 درصد تلفات غيرنظاميان بودند.
- تلفات كودكان افغان در شش ماه اول سال 2010 پنجاه و پنج درصد افزايش يافت.

- ديويد پترائوس؛
- مرگ هر شهروند غيرنظامي افغان، بر هدف نهايي ما تاثير مي گذارد و بايد به كاهش تلفات غيرنظاميان در اين كشور توجه كنيم.

**برگزاري لوي جرگه
-----------------------
'جرگه' يا 'لوي جرگه'، بزرگترين مجلس سنتي افغانستان است كه نمونه آن در ديگر كشورهاي جهان كمتر وجود دارد. به گزارش شبكه اطلاع رساني افغانستان لوي جرگه ها هميشه در افغانستان خواست بخش مشخصي از مردم افغانستان بوده و در آن صلاحيت هاي ويژه به اقوام و قبايل داده مي شود. اعضاي اين جرگه ها هميشه به درخواست و تعيين حاكمان وقت بوده و توده هاي مردم در آن نقشي ندارند. اين جرگه ها به منظور مشورت با بزرگان، سران در تصميم گيري هاي مهم برگزار مي شود و غالبا به صورت مقطعي و گاه اضطراري، نسبت به مقتضيات و شرايط موجود، به منظور حل مسايل و معضلات كلان جامعه افغانستان تشكيل مي شود.
در آخرين خبر از برگزاري لوي جرگه، پايگاه هاي خبري افغان به نقل از رييس جمهور اين كشور از برگزاري لوي جرگه در آينده اي نزديك در كابل خبر دادند. به گفته وي: افغانستان در قبول استراتژي آمريكا، سه پيش شرط خواهد داشت، منافع ملي افغانستان، توافق كشورهاي همسايه و آغاز سپردن مسووليت به صورت تدريجي از نيروهاي خارجي به افغان‌ها بعد از سال نو.
به نظر مي رسد ايجاد پايگاه هاي دائمي براي نظاميان آمريكايي يكي از موضوع هاي مهم اين جرگه باشد. نكته قابل توجه اينكه حامد كرزي، از گروه هاي طالبان خواست تا در اين جرگه شركت و در خصوص مصالحه با طالبان تصميم گرفته شود.
مهمترين محورهاي تقابلي اظهار نظرهاي مقام هاي آمريكايي و افغان در خصوص نيروهاي طالبان و لوي جرگه به شرح ذيل است:

-حامد كرزي؛
- بررسي ايجاد پايگاه هاي نظامي آمريكا در افغانستان بر پايه منافع ملي و پايان دادن به بحث هاي مربوط به شوراي ملي در لوي جرگه در نظر گرفته مي شود.
- گرفتن مسووليت ها از مناطق و ولايات مختلف تا سال 2014 در افغانستان آغاز خواهد شد.
- از طريق لوي جرگه، از طالبان خواسته خواهد شد كه به زندگي عادي بپيوندند.
- طالبان را انگليس و آمريكا احيا كردند.

باراك اوباما؛
- تصميم اين كه آيا پايگاه هاي نظامي در افغانستان ايجاد شود يا خير به دست شوراي ملي افغانستان و لوي جرگه است.
- شورشيان طالبان، دشمني مصمم هستند، آمريكا هم در رسيدن به اهدافش در افغانستان مصمم است و در نهايت پيروز خواهد شد.
- طول مي كشد تا بتوان القاعده را بطور كامل شكست داد، اما آمريكا و متحدانش فعاليت هاي بي امان خود را در اين باره ادامه خواهند داد.
- طالبان هرگز نمي?توانند كنترل افغانستان را به دست گيرند.
- من مي?توانم بگويم كه ما القاعده را شكست خواهيم داد و اين كه طالبان، دوباره افغانستان را به دست نخواهد گرفت.
- طالبان هنوز مي?خواهد يك عنصر در افغانستان باشد.

-رابرت گيتس؛
- استراتژي جنگ افغانستان مناطق تحت تسلط طالبان را كوچكتر كرده است.
- تا زماني كه رهبران طالبان مشاهده نكنند اوضاع تغيركرده است و اين موضوع را درك نكنند، كه به پيروزي دست نخواهند يافت، احتمال آشتي با آنها بسيار كم است.
- طالبان عادي، شايد، برخلاف رهبران آنها به همكاري با حكومت افغانستان موافقت نمايند.

-هيلاري كلينتون؛
-طالبان ساخته دست آمريكا است.
- آشتي با طالبان را تحت هر شرايطي نمي پذيريم.
- واشنگتن در برابر اين مساله كه طالبان بخشي از دولت افغانستان باشند، تسليم نمي‌شود.
- برخي از اعضاي طالبان به طرف ديگري گرويدند.
- مردم يا از جنگ خسته‌ مي‌شوند و تصميم مي‌گيرند كه وارد روند صلح شوند و يا شكست مي‌خورند و مايل به زمين گذاشتن سلاح‌هايشان مي‌شوند.
- طالبان بايد قانون اساسي افغانستان را رعايت كنند.
- در سال گذشته افزايش شمار سربازان آمريكايي در افغانستان بخشي از استراتژي بوده است تا طالبان تضعيف شده را از القاعده منشعب گرداند و با آنهايي كه خشونت را ترك مي گويند و قانون اساسي افغانستان را مي پذيرند، آشتي كند.
- مذاكرات با اپوزيسيون مسلح در افغانستان فقط در صورت اجراي سه شرط ممكن است؛ طرفداران طالبان، از سلاح و حمايت القاعده دست بردارند و قانون اساسي افغانستان را رعايت كنند.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/12 توسط رازمحمد نورزی
آمريكا بازيگر اصلي جنگ ارزها
گروه پژوهش و بررسي هاي خبري - آمريكا همواره چين را به استفاده از 'يوآن' ضعيف براي فتح بيشتر بازارهاي بين المللي متهم مي كند، اما اين كشور، خود بزرگترين مجري سياست تضعيف دلار در سال 89 بود.
** شدت يافتن تقابل ارزها در سال 89
------------------------------------------
سال 1389 در اقتصاد جهان از نظر تقابل ارزهاي بين المللي منحصر به فرد بود. پيكان حملات اقتصادي از طرف ايالات متحده به سمت چين به بهانه پايين نگاه داشتن تصنعي ارزش يوآن نشانه گيري شده بود. دراين ميان اروپايي ها چين و آمريكا را مقصر مي دانستند.
به طور كلي كشورهاي صنعتي دراين سال تلاش مضاعفي براي كسب موازنه تجاري مثبت داشتند كه حاكي از پيگيري سياست ' نومركانتيليسم ' توسط آنها بود.سياستي كه نتيجه آن به برقراري موازنه مثبت تجاري مي انجامد.
ازاين نگاه بزرگترين چالش دراين زمينه جنگ ارزي است. اين جنگ به سياستي اطلاق مي شود كه كشورها با كاهش نرخ برابري پول ملي سبب كاهش بهاي توليد كالاهاي خود مي شوند تا آنها از توان رقابتي بيشتري در بازارهاي جهاني برخوردار شوند. سابقه اجراي اين سياست به اوايل قرن بيستم بويژه دوران ركود اقتصادي بزرگ 1929باز مي گردد. اين روش در ادبيات اقتصادي به سياست «فقير كردن همسايه»(Begger my neighbor) معروف است.
نخستين بيان صريح اين سياست به شكل جهاني آن را 'گيدو مانتگا' وزير دارايي برزيل بر زبان آورد و هشدار داد؛' جهان در بحبوحه يك جنگ ارزي قرار گرفته است، و كشورهاي قدرتمند با پايين نگه‌داشتن ارزش پول خود درتلاش براي حل مشكلات اقتصادي خود هستند. ما در قلب يك جنگ ارزي بين‌المللي قرار داريم و اين موضوع ما را تهديد مي‌كند، زيراكه رقابت‌پذيري كالاهاي ما را از بين مي‌برد.'
وي در مهرماه سال گذشته گفت كه گزارش‌هاي اخير نشان مي‌دهد؛' ژاپن، كره جنوبي و تايوان در حال كاهش ارزش پول ملي خود هستند و ارزش دلار دربرابر واحد پول برزيل نيز طي سال جاري 25 درصد كاهش ارزش داشته است كه اين موضوع صادرات برزيل به آمريكا را تحت تاثير قرار خواهد داد.'

* نرخ برابري ارزهاي پرقدرت جهاني برخلاف آنچه آمريكايي مي گويند كه به يوآن اختصاص دارد بيش از همه به دلار آمريكا باز مي گردد. روند ارزش يوآن چين در طي 10 سال گذشته با شيبي كند افزايشي بوده است درحاليكه ارزش دلار آمريكا دربرابر پول واحد اروپايي(يورو) 50 درصد كاهش ارزش داشته است و دربرابر ين نيز به همين ميزان كاهش ارزش داشته و حتي نرخ برابري آن تا 82 ين در برابر يك دلار نيز رسيده است.

** چرا آمريكا به دلار ضعيف روي آورده است؟
------------------------------------------------------------
تنزل اقتصاد آمريكا در جهان دليل اصلي روي آوردن اين كشور به سياست كاهش ارزش دلار است. پس از جنگ جهاني دوم، ايالات متحده با قدرت در جايگاه نخست اقتصادي جهان قرار گرفت. در آن دوره توليد ناخالص داخلي آمريكا 48 درصد توليد ناخالص جهاني بود. اين نسبت اكنون به 23 درصد كاهش يافته است.
موسسه اقتصادي 'سيتي گروپ' در گزارشي كه در مارس 2011 منتشر شد پيش بيني كرد كه جايگاه آمريكا دراقتصاد جهاني تا سال 2020 به رتبه دوم و تا سال 2050 به رتبه سوم تنزل پيدا مي كند. براين اساس چين تا سال 2020 جاي آمريكا را در اقتصاد جهان به خود اختصاص مي دهد.
ازنگاه كارشناسان اقتصادي، اين تنزل رتبه به دليل ناكارآمدي اقتصاد آمريكا در برابر رقيبان قدرتمند آن به خصوص اروپا و ژاپن بوده است كه البته بايد چين نيز به اين فهرست اضافه شود.
در دوره 'جان اف كندي' رئيس جمهور اسبق آمريكا كه نظام پايه طلا حاكم بود و امكان بازي با ابزار ارز وجود نداشت، ايالات متحده از كشورهاي اروپايي خواست كه چهار ميليارد دلار برتري تجاري آمريكا را با وضع تعرفه ها بپذيرند زيرا اين كشور بار اصلي جدال با اتحاد شوروي را بر دوش مي كشد.
درحقيقت استفاده از ابزار دلار براي حفظ جايگاه اقتصادي آمريكا از سقوط 'نظام برتن وودز' در سال 1971 آغاز شده و تاكنون ادامه يافته است. اين سياست هم اكنون نيز دستوركار دولت اوباما قرار دارد.
'ژوزف استيگليتز' برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 2001 با تاكيد بر لزوم خودداري آمريكا از اعمال فشار بر چين براي افزايش نرخ برابري يوان به دولت اوباما هشدار داد و گفت؛ جنگ تجاري آمريكا عليه چين برنده ندارد.
به گفته وي ' جنگ ميان دلار آمريكا و يوان چين همچنان ادامه دارد. هنگام آغاز ركود اقتصادي اخير غرب بسياري نگران شدند كه سياست هاي حمايت گرايي شدت يابد. رهبران گروه 20 گفتند از ركود بزرگ درس گرفته اند اما 17 كشور چند ماه پس از نشست نوامبر 2008 سياست هاي گسترده حمايت گرايانه اي را در پيش گرفتند.
پس ازآن به سياست 'آمريكايي خريد كن' بيش از هر چيزي اقبال نشان داده شد. مازاد چندجانبه چين يك موضوع اقتصادي است. آمريكا بايد دنبال يك راه حل چندجانبه و قانونمند باشد. تحميل تعرفه هاي يك جانبه بر چين نظام چندجانبه گرايي را متاثر مي كند بدون آن كه دستاوردي براي آمريكا داشته باشد. ممكن است چين با وضع تحريم بر كالاهاي آمريكايي كه از دولت يارانه مي گيرند مقابله به مثل كند. هيچ كس در يك جنگ تجاري برنده نمي شود. بنابراين آمريكا بايد از عصباني كردن كشورها در شرايطي كه روند احياي اقتصاد جهاني نامطمئن است خودداري كند. بحران اقتصادي جهان از آمريكا شروع شد و اين كشور بايد به خود نگاه كند.'
اين درخواست استيگليتز همان چيزي است كه آمريكايي ها از آن اجتناب مي كنند. رويكرد آنها در چهار دهه اخير نشان داده است كه بحران اقتصادي را با بازي با دلار به كشورهاي ديگر منتقل مي كنند.

**چين و افزايش ارزش يوآن
----------------------------------------
جالب اينكه در اسناد وزارت خارجه آمريكا نيز تاييد شده كه ' مقام هاي چيني پذيرفته اند ارزش يوآن را براي سال آينده 5 درصد افزايش دهند. سال گذشته نيز ارزش يوآن دربرابر دلار كمتر از 3 درصد رشد كرد اما اين افزايش ارزش مقام هاي آمريكايي را راضي نكرده و آنها انتظارات بيشتري از چين دارند.'
'ون جيابائو' نخست وزير چين در باره تاثير ارزش يوآن بر اقتصاد چين گفت: هر اقدامي در افزايش ارزش يوان باعث افزايش قيمت كالاهاي چيني و از دست رفتن قدرت رقابت آنها نسبت به توليدات كشورهاي توسعه يافته مي شود و اساس اقتصاد چين را بي ثبات مي كند و خطر بحران مالي را در آسيا افزايش مي دهد.
مقام هاي چيني نيز به خوبي مي دانند كه قيمت اندك كالاهاي آنها بيش از هر چيز به ارزش پايين يوآن بستگي دارد، اما آنها از رياكاري آمريكا عصباني هستند، زيرا معتقدند اين كشور بيش از ديگران از سياست استفاده از ارز ضعيف بهره مي برند.
كارشناسان اقتصادي در كشورهاي مختلف پيش بيني كردند: با توجه به اينكه كنگره آمريكا طرح هايي براي اعمال تعرفه بيشتر بر كالاهاي چيني به بهانه حمايت ارزي دردست اقدام دارد، سال جاري ميلادي نيز روند جدال دلار و يوآن كه بازيگر اصلي آن آمريكاست ادامه خواهد يافت.
براين اساس در صورت تصويب طرح هاي فوق در كنگره آمريكا، جدال بين دو رقيب اصلي اقتصاد جهاني آمريكا- چين، وارد شرايط حساس و احتمالا بحران زا خواهد شد.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/12 توسط رازمحمد نورزی
وقتي چين آقاي جهان شود
گروه هماوريهاي خبري- آمريكايي ها از چين به عنوان غول اقتصادي آسيا ياد مي كنند، اما چيني ها كشور خود را درحال توسعه مي دانند. رقابت ارز و اقتصاد دو كشور كه در طيفي از 'رويارويي تا جنگ ' تعبير شده پيام آشكارمشكل همزيستي عقاب و اژدها را همراه دارد.
نفوذ كالاها و توليدات مختلف چيني به بازارهاي جهاني يكي از عواملي است كه سبب شده آمريكا به عنوان نخستين رقيب اين كشور آسيايي، از تمام ابزارها براي كنترل توسعه اقتصادي چين بهره گيرد.
عدم توازن صادرات آمريكا به چين و ميزان واردات ايالات متحده از اين كشور، مواردي است كه اگرچه مسوولان آمريكايي از آن به عنوان شاخص هاي زنگ خطر براي اقتصاد جهان ياد مي كنند، اما به نظر مي رسد واژه دقيق ترآن 'اقتصاد آمريكا' باشد.
از نگاه آمريكا كه پس از جنگ دوم جهاني تاكنون رتبه نخست اقتصاد جهان را به خود اختصاص داده چين به مثابه غول آسيايي است كه نگراني عميق آنها را ايجاد كرده است.
ابراز نگراني از اين موضوع كه اكنون پكن در ابعاد اقتصادي شانه به شانه واشنگتن درجهان گام بر مي دارد، در اظهارات مسوولان مختلف آمريكايي كاملا مشهود است.
كشمكش اقتصادي دو كشور كه در جنگ ارزي ميان آنها تبلور يافته ، در محافل علمي - دانشگاهي عمدتا آمريكايي به طور دقيق مورد بررسي قرار دارد.
'بنجامين پيج و تاو كساي' دو نويسنده آمريكايي- چيني در كتاب ' وقتي چين آقاي جهان شود' حساسيت هاي آمريكا در اين زمين را مورد مداقه قرار دادند.
بنجامين پيج استاد علوم سياسي دانشگاه تكزاس در ايالت اوستين آمريكاست و تاو كساي نيز استاد چيني رشته مشابه است.
اهميت اين كتاب در استناد به مجموعه گسترده اي از تحقيقات ، تحليل ها و پژوهش هاي گسترده در مورد مشكل همزيستي آمريكا و چين و ارائه راه حل هاي پيشنهادي دراين زمينه است.
همكاري دو مولف آمريكايي و چيني براي تهيه و ارائه اين كتاب سبب شده تا مطالعات آماري، نظر سنجي ها و نمونه گيري هاي متنوع آن در سطوح مختلف طبقاتي، فكري و تحصيلي مردم آمريكا مورد اعتناي بيشتر مخاطبان دو كشور قرار گيرد.
اين كتاب شش فصل دارد كه به توضيح افكار عمومي آمريكا در قبال چين پرداخته است. نويسندگان در اين اثر توضيح مي دهند كه چگونه احساسات مردم آمريكا در قبال رشد اقتصادي چين و نفوذ كالاهاي آن بين بيم و نگراني از يك سو و تمايل به حفظ روابط با آن درنوسان است. نگراني كه تكاپوي سرسختانه آمريكا براي امضاي توافقنامه با همسايگان چين، به ويژه ژاپن و ايجاد ائتلاف با آنان را به دنبال داشته تا بتواند با نفوذ چين رقابت داشته باشد.
مولفان اين كتاب مي گويند: اين اثر در واقع به مثابه آيينه اي است كه احساسات مردم آمريكا در قبال چين و به عبارت بهتر ترس آنان را نشان مي دهد، ترسي كه ناشي از نقش چين و چشم انداز روشن جنب و جوش مداوم آن در صحنه اقتصاد و روابط بين الملل است.
به گفته آنها ' اين نگراني اكنون گريبان گروهي از تحليلگران سياسي ، اعضاي دولت اوباما و بخش هايي از مردم آمريكا را گرفته است.آنچه به اين نگراني ها دامن زده و به عنوان يك واقعيت نمي توان منكر آن شد اختلاف ميزان صادرات آمريكا به چين و واردات آن از اين كشور است. اختلافي فاحش كه آشكارا كفه تروازو را به نفع چين بالا برده و آمار و ارقام موجود نيز مويد اين واقعيت است زيرا چين بزرگترين وام دهنده به آمريكا است، وام هايي كه بالغ بر دهها ميليارد دلار است.'
دانشگاه كلمبيا - از مراكز پژوهشي آمريكا- انتشار اين كتاب را با دوعنوان فرعي برعهده گرفت ؛ 1- 'همزيستي با اژدها'، 2- 'آمريكا چگونه به پيشرفت چين مي نگرد؟'
دراين كتاب تصويري از تحولات روابط عمو سام و اژدهاي آسيايي به تصوير كشيده شده است. به همين منظور روابط واشنگتن و پكن از زمان انقلاب چين به رهبري مائو تسه تونگ -1949- به بعد، به رشته تحرير درآمده است.
دراين بخش از كتاب آمده است: ' از آن زمان دولت ها و روساي جمهور پي در پي آمريكا سياست ناديده گرفتن حق چين كمونيست در جايگاه بين المللي و كرسي آن به عنوان عضو دائم شوراي امنيت را در پيش گرفتند.اين تحولات در اوج شعله ور شدن كشمكش ها در زمان جنگ سرد رخ داد و چين كمونيست نيز حامي جبهه رقيب آمريكا بود. اما اصلاح اين وضعيت با تلاش كسينجر در دهه 70منجر به ورود چين به منظومه سازمان ملل و به رسميت شناخته شدن آن از سوي آمريكا و تبديل تايوان به منطقه تابعه چين بزرگ ، صورت گرفت... بنابراين آمريكا در دهه 80 سياست جديدي را در قبال چين در پيش گرفت، به ويژه اينكه سياست چين پس از درگذشت مائو از كمونيسم و انقلاب فرهنگي و انزواي ايدئولوژي به سياست درهاي باز و تعامل با جهان تغيير كرد و رويكردها و عملكردهاي اقتصادي آن بر سياست 'انعطاف عملي - سودجويي و واقع گرايي' بنا نهاده شد.'
مولفان اين كتاب در فصل سوم، به پر رنگ شدن نقش چين در صحنه جهاني به عنوان بازيگر بين المللي به ويژه در پرتو رشد اقتصادي آن در 25 سال پاياني قرن گذشته پرداختند.
براين اساس' در اين زمان مسوولان چين تا مدتها به سياست هاي آمريكا به ديده ترديد نگريسته و در قبال آن بسيار هوشيار بودند.'
در فصل هاي بعدي كتاب اين ديدگاه چين در برخي موارد قابل توجيه توصيف شده است، به ويژه اگر نقش آمريكا در ويتنام و نيز ائتلاف آن با تايوان و كره جنوبي در نظر گرفته شود.
اين كتاب از فصل سوم به بعد با استناد به نظر سنجي هاي صورت گرفته در آمريكا، به اين موضوع اشاره دارد كه ' بسياري از مردم اين كشور ديدگاه روشن يا مشخصي در قبال مقاصد چين و بلند نظري هاي آن ندارند و نمي دانند چين زيرك و پرجنب وجوش، دشمن سرسخت آمريكا است يا به دوست و متحدي براي آن تبديل خواهد شد؟'
فصل چهارم اين كتاب به نقض حقوق بشر در چين اشاره دارد كه نمونه آن سركوب شديد جوانان معترض در ميدان تيان آن مين و محروميت برنده چيني جايزه نوبل از دريافت آن است.
به اعتقاد مولفان اين اثر، 'بيشتر مردم آمريكا مايلند روابط مثبتي در سطوح سياسي، اقتصادي و تجاري بين آمريكا و چين برقرار باشد و پكن نيز به مسايل آلودگي زيست محيطي توجه بيشتري نشان دهد، آن هم در شرايطي كه مي رود چين جاي آمريكا را به عنوان يكي از عاملان اصلي آلودگي و توليد گازهاي گلخانه اي بگيرد... علاوه براين مردم آمريكا مايلند واشنگتن به عنصر توازن با چين توجه داشته باشد و آن را از طريق ايجاد سلسله ائتلاف هايي با همسايگان شرقي چين و در راس آن ژاپن محقق سازد. آنان همچنين با گزينه استفاده از اهرم هاي نظامي عليه چين حتي براي دفاع از تايوان مخالفت كردند.'
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی
ژاپن يك ماه پس از بحران
كوالالامپور – ژاپن امروز (دوشنبه) يك ماه از مواجهه با زلزله 9 ريشتري در اين كشور را كه علاوه بر سونامي شديد و صدمات انساني و مالي بحران هسته اي را نيز به دنبال داشت، پشت سر گذاشت.
به گزارش ايرنا به نقل از رسانه هاي جنوب شرق آسيا، بر اثر زلزله 9 ريشتري و سونامي پس از آن در اين كشور 13000 نفر جان خود را از دست دادند و بيش از 15000 هزار نفر نيز تاكنون ناپديد شده اند كه از وضعيت آنها با وجود گذشت يك ماه گزارشي ارائه نشده است.
بر اساس اين گزارش، بحران هسته اي ژاپن و آسيب هاي جدي به نيروگاه هسته اي فوكوشيما كه بر اثر اين زلزله و سونامي پس از آن ايجاد شد، در 25 سال گذشته بي سابقه بوده است و در زمينه تلفات انساني نيز پس از جنگ جهاني دوم اين اولين فاجعه بزرگ انساني است كه ژاپن با آن روبرو شده است.
'نائوتو كان' نخست وزير ژاپن در سخناني اظهار داشته كه وي بازماندگان را هرگز تنها رها نمي كند و به رغم بحران هسته اي اين كشور تمام تلاش خود را به كار مي گيرد كه برنامه هاي آتي كشور را ساماندهي كند.
بر اساس اين گزارش، نخست وزير ژاپن كه براي بار دوم به منطقه بحران زده فوكوشيما سفر كرده است، خاطرنشان كرد: دولت تمام تلاش خود را به كار مي گيرد كه هر چه سريعتر 150 هزار نفري را كه تاكنون در پناهگاه هاي اضطراري زندگي مي كنند، اسكان دهد.
متخصصان نيروگاه هسته اي فوكوشيما كه بر اثر اين زلزله و سونامي دچار آسيب شد، تاكنون موفق به توقف نشت راديواكتيو به آبهاي اقيانوس آرام نشده اند و اين امر باعث نگراني برخي از كشورها شده است.
ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی

آشنايي با فايلهاي AUTORUN.INF

 


در Windowsهاي32بيتي قابليت Autoplay وچود دارد كه سيستم عامل مي تواند بوسيله آن ديسك موجود در درايو را تشخيص دهد.در محيط Windows وقتي كه ديسك را در درايو قرار ميدهيم , سيستم عامل به دنبال فايل AUTORUN.INF ميگردد. AUTORUN.INF يك فايل متني است كه ميتوان آن را با Note Pad درست كرد.

توانايي هاي فايل AUTORUN.INF :
مسير و نام برنامه اجرايي را مشخص مي كند تا به صورت خودكار بعد از قرار دادن ديسك در درايو اجرا شود.
آيكون مورد نظر را جايگزين آيكون پيش فرض درايو قرار مي دهد.
متن مورد نظر را جايگزين متن پيش فرض مي كند.
……….

براي شروع بايد چگونگي ايجاد يك فايل AUTORUN.INF را توضيح دهيم.
براي ايجاد فايل مي توانيد از برنامه Note Pad كمك بگيريد. بعد از ايجاد فايل بايد پسوند فايل را از TXT به INF تغيير دهيد. البته بايد دقت كنيد كه حتما بايد در خط اول فرمان [Autorun] را بنويسيد.

هر دستور را هم بايد در خط جدا بنويسيد.
اگر مي خواهيد بدانيد كه ديسكي كه در حا ل حاضر در درايو شما قرار دارد , داراي فايل AUTORUN.INF است , بايد بر روي آيكون آن درايو كليك راست كنيد.اگر در اين منو گزينه Autorun وجود داشته باشد يعني ديسك شما فايل AUTORUN.INF را دارد.

اگر بر روي Open در اين منو كليك كنيد , مي توانيد محتويات داخل ديسك را بدون اجرا كردن Autorun مشاهده كنيد.ولي اگر روي Autoplay كليك كنيد , سيستم عامل با استفاده از برنامه Autorun.EXE فايل Autorun.INF داخل ديسك را مي خواند و دستورات داخل آن فايل را اجرا مي كند.

توضيحات:
فايل Autorun.INF براي اجراي خودكار يك برنامه مشخص در يك درايو استفاده ميشود.

چگونه مي توان ا ز اجراي خودكار Autorun.INF جلوگيري كرد؟
براي اين كار بايد پس از گذاشتن ديسك در درايو , كليد Shift را پايين نگه داريد.
دستورا ت مربوط به فايل Autorun.INF براي ا يجاد يك فايل Autorun.INF به دلخواه:

-Icon:
اين دستور براي تعيين آيكون درايو مورد نظر به جاي آيكون پيش فرض استفاده مي شود.


Icon=iconfilename[,index]


توضيحات:
Iconfilename: اسم يك فايل است با يكي از پسوند هاي BMP, DLL, ICO يا EXE كه شامل آيكون مورد نظر است.
اگر فايل بيش از يك آيكون داشته باشد, مي توانيد از پارامتر index (از 0 تا N) آيكون مورد نظر را مشخص كنيد.

مثال:
در مثال زير آيكون 7 از فايل Icons.exe نشان داده مي شود.


Icon=Icons.exe,6


-Label:
با اين دستور مي توان متن مورد نظر را جايگزين Label پيش فرض درايو نمود.


Label=LabelText


مثال:
در اينجا , با اين دستور مي توان متن "Best Programs" را جايگزين Label پيش فرض درايو نمود.


Label=Best Programs


-Open:
با اين دستور ميتوان مسير يك فايل را تعيين كرد تا به هنگام گذاشتن ديسك در درايو به طور خودكار اجرا شود.


Open=[exepath\]exefile[param1[param2]…]


توضيحات:
نام همان فايل اجرايي است كه مي خواهيد هنگام قرار گرفتن ديسك در درايو به صورت خودكار اجرا شود.اگر فايل اجرايي در شاخه اصلي درايو باشد,مي توان فقط نام فايل نوشت , در غير اين صورت بايد مسير كامل فايل نوشته شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی
چرا تصویر افلاطونی خطرناک است؟

تصویر افلاطونی چیست؟ بطور خلاصه می توان گفت تصویر افلاطونی عبارت است از ایجاد شکاف و تمایز میان امر محسوس و امر معقول. این تمایز به یک معنا تمایز میان ذهن و عین نیز هست. تصویر افلاطونی ما را به دست شستن از محسوسات و روی آوردن به معقولات فرا می خواند. این تصویر، بن انگاره ای(postulate) را نیز همواره به همراه دارد: همه ی چیزها ذاتی دارند که معرف حقیقت آنها است. بر اساس تصویر افلاطونی می آموزیم که این ذاتِ حقیقی، در خود چیزها نیست(اشیاء می توانند بهره ای از آن برده باشند). این ذات در جهانی است تحت عنوان جهان ایده آل ها یا عالم مثل.

پس از این مقدمه، حال زمان طرح این پرسش است: چه کسی به ذات حقیقی چیزها دسترسی دارد؟ پاسخ: «فیلسوف». و اینگونه است که فیلسوف بدل به تافته ای جدابافته می شود. فیلسوفِ افلاطون کسی است که مالکِ تمامِ حقیقت است. تنها کافیست به خشونت نهفته در این تصویر اندکی فکر کنیم.  

تمثیل غار، درکتاب جمهوری، با کیفیتی خیره کننده، تصویر افلاطونی را به نمایش می گذارد. در مرحله پایانی این تمثیل، خشونت نهفته و نهان به یکباره خود را آشکار می سازد: زندانیِ غار که اینک به دیدار خورشیدِ حقیقت نائل آمده به غار بازمی گردد تا زندانیان دیگر را که هنوز اسیر سایه هایند، "نجات" دهد. اما قضیه به اینجا ختم نمی شود: فیلسوف که اینک به کل حقیقت دسترسی یافته، سودای تشکیل حکومت را در سر می پروراند. زیرا، بهترین نوع حکومت، حکومتی است که حاکم آن فیلسوف باشد(فیلسوف- شاه). در این لحظه سرنوشت ساز، «قدرت» و «معرفت» به هم جوش می خورند؛ هرچه معرفتت بیشتر، قدرتت افزون تر(هرچه فیلسوف تر، شاه تر!). و مدتی نمی گذرد که خشونتِ نهان، اولین قدرت نمایی خود را به نمایش می گذارد: اخراج شاعران از زیبا-شهر.

این تنها گوشه ای از خشونت ناب نهفته در تصویر افلاطونی بود. رد این تصویر را می توانید در مسیر تاریخ به وضوح مشاهده کنید: از فرقه ها و گروه های کوچک گرفته تا سیستم های پیشرفته ایدئولوژیک اعم از مارکسیسم- لنینیسم و فاشیسم. به همین علت است که تصویر افلاطونی خطرناک از آب در می آید. لذا به نظر می رسد که هرگونه نقد ایدئولوژی باید ابتدا با نقد این تصویر آغاز شود؛ آن هم با پاسخ دادن به این پرسش: آیا حقیقت می تواند در مالکیت فرد، گروه، طبقه یا صنفی خاص باشد؟ هر پاسخی که می دهید به تبعاتش هم بیاندیشید.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی

Marx and Engels' Writings


1837:The Young MarxMarx
1842:Communism and the Augsburg Allgemeine ZeitungMarx
1843:Letters to Arnold RugeMarx
1844:Economic and Philosophic ManuscriptsMarx
1844:Contribution to the Critique of Hegel's Philosophy of RightMarx
1844:On The Jewish QuestionMarx
1844:Critical Notes on "The King of Prussia"Marx
1845:Theses on FeuerbachMarx
1847:Communist LeagueMarx
1847:Principles of CommunismEngels
1847:The Poverty of PhilosophyMarx
1848:The Communist ManifestoMarx/Engels
1848:Communism, Revolution, and a Free PolandMarx
1848:On the Question of Free TradeMarx/Engels
1849:Wage-Labor and CapitalMarx
1850:England's Seventeenth-Century RevolutionMarx/Engels
1852:The Eighteenth Brumaire of Louis NapoleonMarx
1853:The Duchess of Sutherland and SlaveryMarx
1857:Contribution to a Critique of Political EconomyMarx
1858:Pre-Capitalist Economic FormationsMarx
1864:International Working Men's AssociationMarx
1867:CapitalMarx
1867:Poland and the Russian MenaceMarx
1868:Synopsis of CapitalEngels
1869:Landed PropertyMarx
1871:The Civil War in FranceMarx
1871:Interview with the WorldMarx
1871:Persecutions at the Hands of the French GovernmentJenny Marx
1872:On AuthorityEngels
1875:Critique of the Gotha Programme Marx
1877:Socialism: Utopian and ScientificEngels
1879:Strategy and Tactics of the Class StruggleMarx/Engels
1879:Interview with the TribuneMarx
1882:Bruno Bauer and Early ChristianityEngels
1883:Speech at the Grave of Karl MarxEngels
1886:Ludwig Feuerbach and the End of Classical German PhilosophyEngels
1887:The Housing QuestionEngels
1894:The Peasant Question in France and GermanyEngels
1895:Law of ValueEngels





















































































































ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی

د افغانستان اسلامي حزب امير مجاهد ورور حکمتيار سره د اويس توحيد مرکه


پوښتنه: حکمتیار صاحب، په لیزبون کی د ناټو سرمشریزی موافقه وکړه چی د ۲۰۱۴ کال تر پای پوری به خپل عسکر  د افغانستان نه وباسی او دجګړی مسئولیت به افغان ځواکونوته حواله کوی، تاسی دغه بدلون ته په کومه سترګه ګوری؟ په بله معنا دوی د ځواکونو د ایستلو لپاره مهال ویش ټاکلی چی د کرزی د حکومت سره د خبرو لپاره د تاسی اساسی غوښتنه وه؟
ځواب ۱: اجازه راكړئ ستا د لومړۍ پوښتني له ځواب مخكي دا وضاحت وكړم چي زه په دې طمع او موخه له اويس توحيد سره دا مركه كوم چي كريسچين ساينس مونيټور به دا ځل خپل لوستونكي د افغانستان له واقعي صورت حال خبر كړي او د مجاهدينو دريځ به له كوم تصرف او لاسوهني پرته په امانت سره د دوى په وړاندي كېږدي. 
د پوښتني په ځواب كي بايد ووايم: ناټو د جنگ د دوام پرېكړه كړې؛ نه د فوځونو د ايستلو لپاره د معقول او منلو وړ مهال وېش پرېكړه. د ليزبون له سرمشريزي د افغان ولس او د ناټو د سرتېرو د ميندو انتظار دا نه وو چي څلور كاله نور د جگړي د دوام، د مظلومو افغانانو د وينو تويولو او د دوى پر كليو، كورونو، مدرسو او ښارونو  د بمونو ورولو پرېكړه وكړي. د افغان ولس او مجاهدينو غوښتنه دا ده چي بهرني ځواكونه دي له قيد او شرط پرته جگړه متوقف كړي او د يوه معقول مهال وېش مطابق دي له افغانستان ووځي.   
پوښتنه: ایاتاسی موافق یاست جی ناټو سره اوربند وکړئ؟
ځواب ۲: ناټو د جنگ د دوام او د جنگ له لاري د مجاهدينو د ماتولو پرېكړه كړې ده او موږ ته ئې د مقاومت له دوام پرته بله لار او انتخاب نه دئ پرېښى، مقاومت به د سابق په څير او تر مخكي لازيات شدت سره دوام كوي.

ادامه مطلب باندی کلک وکړی


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ 2011/4/11 توسط رازمحمد نورزی
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک